خرید بک لینک

خیلی وقت بود تا این حد دلم برا مامان تنگ نشده بود :)

الان بود تو حال مریضی من لاقل یبار میپرسید حالت چطوره

یه لیوان آب دستم میداد

مشکل اون لیوان آبه نیستا

مشکل نداشتنه دلسوزه

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: شنبه 24 دی 1401 ساعت: 13:43

دیروز رفتم با معلمش دعوا کردم تو راه برگشت مادرا میدونستن چی شده ولی هیچکی بمن نگفته بود یکیشون گفت نقطه ضعف داداشتو فهمیده ... گفتم چ نقطه ضعفی چی میگید ؟ مگه دست خودش بوده ... مامان منم ۴۰ سالش بود مگه خودش میخواست بمیره .. لعنتیابا یکی دیگه هم دعوام شد گفت چرا ارشد نرفتی دولتی رفتی آزاد ... بهم گفت خودخواه و قسی القلب چرا ؟ چونکه باهاش ازدواج نکردم احمق حجم اتفاقات دیروز سنگین بود شاید واسه همین مریض شدم

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: شنبه 24 دی 1401 ساعت: 13:43

حالم ازین وضعیت بهم میخوره :/ ازینکه دودیقه نیمتونم با بابای خودم تنها باشم

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: شنبه 24 دی 1401 ساعت: 13:43

صفحه بندی