دیروز رفتم با معلمش دعوا کردم تو راه برگشت مادرا میدونستن چی شده ولی هیچکی بمن نگفته بود یکیشون گفت نقطه ضعف داداشتو فهمیده ... گفتم چ نقطه ضعفی چی میگید ؟ مگه دست خودش بوده ... مامان منم ۴۰ سالش بود مگه خودش میخواست بمیره .. لعنتیابا یکی دیگه هم دعوام شد گفت چرا ارشد نرفتی دولتی رفتی آزاد ... بهم گفت خودخواه و قسی القلب چرا ؟ چونکه باهاش ازدواج نکردم احمق حجم اتفاقات دیروز سنگین بود شاید واسه همین مریض شدم